بصير احمد دولت آبادى
674
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
تبعيضآميز بود . سربازان كه بدنه اصلى اردو را تشكيل مىدادند ، وسيله سركوب محسوب مىشدند نه مدافعان سرحدات كشور و خادمان ملت . آنها مثل اسراى جنگى در اختيار افسران بالا قرار داشتند و به همين علّت به محض يافتن فرصت در جنگ فرار مىكردند . در ساختار اردوى سابق افغانستان ، تمامى زيرساخت نظامى ، سياسى حاكم بر كشور سايه افكنده بود ، به حدى كه رسيدن برخى از افراد كلتههاى بزرگ قومى كشور را به مقامات بالاى اردو علنا نفى مىكرد . اين برخورد اردو با مردم كشور ، اين نهاد را در اذهان عامه مردم افغانستان نه يك نهاد ملى خدمتكار و دوستداشتنى ، بلكه به عنوان يك نهاد سلطهگر نشان مىداد ، تا جايى كه مردم از فراخوانى به اردو براى خدمت دو ساله زير بيرق به نام « جلبى » ياد مىكردند . جلب ، يعنى احضار كردن كسى كه مجرم است به دادگاه براى پاسخگويى و احيانا سپرى كردن دوران محكوميت . چرا براى مردم اين ذهنيت دربارهء اردو وجود داشت ؟ چون اردو به عنوان نيرويى سلطهگر ، متعلق به طبقهاى خاص و مخل آسايش مردم نمود پيدا كرده بود . ستر جنرال نبى عظيمى يكى از افسران پايهبلند اردوى افغانستان ، دربارهء ساختار اردو در دورانى كه اردو تازه به تسليحات مدرن مجهز مىشد ، مىنويسد : « جهت سوق و ادارهء اردوى نوين سردار محمد داوود خان به صورت عموم از قومندانان و جنرالانى كه بيشتر به شخص وى و منافع خانواده سلطنتى وفادار بودند ، استفاده مىكرد . » « 1 » اين ساختار اردو به دوره صدارت داوود خان خلاصه نمىشد ، بلكه
--> ( 1 ) . اردو و سياست ، ص 40 .